یه شعر براتون گذاشتم از خواهر مامان بزرگم !!
آره درست خوندین شاعر این شعر "معصومه قاسمی" یا همون خاله ی مامانمه..
والا اینکه دقیقا چند ساله شونه رو نمیدونم.. مامان بزرگه خودم که یه 70-60 سالی
دارن و ایشون هم خواهر بزرگترشون هستن..
حالا خودتون دیگه حساب کنید.. کتابشون هم در دست چاپه!!!!!!!
" یکدمی بیدار شو " :
ای دل زار حزین تا بکی هستی غمین
از جهان خواب گران یکدمی بیدار شو
*******
تا بکی ای دل چنین هستی با شادی قرین
نیست دنیا پایدار یکدمی بیدار شو
*******
ای دل غمگین من تا بکی اندوه و غم
تو میان نور و نار یکدمی بیدار شو
*******
تو ز ظلم این جهان تا بکی آزرده ئی
چون اجل گردد دچار یکدمی بیدار شو
*******
فکر آخر کن ترا اینجا نباشد مسکنت
مسکنت در گور تار یکدمی بیدار شو
*******
با رفیقان کم نشین فکری ز خوف گور کن
هم نشینت مور و مار یکدمی بیدار شو
*******
--------------------------------------------------
پ.ن :ادامه ش در ادامه مطلب..
پ.ن :خواهشا برداشت فقط با ذکر نام شاعر..
ادامه مطلب...